| بند ناف! |
| ساعت ۸:٥۸ ق.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩ |
|
می دانید که جنین 75 درصد وقت خود را -در رحم- در خواب سپری میکند و خوب است بدانید که جنین از هفته ی هفدهم در رحم مادر می تواند خواب ببیند. دو جنین دوقلو با هم درد دل می کردند و با هم گفتگوی آنها را گوش کنیم:
از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم به حیوان سر زدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کِی ز مردن کم شدم بار دیگر هم بمیرم از بشر تا برآرم از ملایک بال و پر بار دیگر از ملک پران شوم آنچه اندر وَهم ناید آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم انا الیه راجعون
قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (6) وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ (7) قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (8)
منبع:www.shahab-moradi.ir
کلمات کلیدی:
|
|
| مهدی هاشمی هم آره... |
| ساعت ۱٢:٢۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ |
|
مسعود باستانی در چهارمین دادگاه متهمین کودتای مخملی با اشاره به سابقه فعالیت خود با سایت جمهوریت که مکررا وی گرداننده اصلی این سایت را مهدی هاشمی رفسنجانی اعلام میکرد گفت: سایت جمهوریت زیر نظر مهدی هاشمی رفسنجانی اداره میشد و من به عنوان عضو شورای سردبیری شیفت بعدازظهر زیر نظر افرادی چون کرمی و نوربخش کار میکردم.
این متهم به کودتای مخملی و اغتشاشات اخیر تهران با اشاره به محورهایی که از سوی مهدی هاشمی رفسنجانی مدیریت کلان سایت جمهوریت به آنها ارائه میشد گفت: حمله به عملکرد 4 ساله دولت و تضعیف نهادهای قانونی کشور همچون شورای نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی مقاومت بسیج و نیز نیروی انتظامی، تضعیف شخص احمدینژاد، ایجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقیض مبنی بر سوء استفاده از اموال دولتی، القاء تقلب در انتخابات جزو محورهایی بود که در راستای وحدت شکنی و ایجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور کار داشتیم. وی با اشاره به گردانندگی سایت جمهوریت توسط مهدی هاشمی رفسنجانی و نیز استقرار این سایت در محل دانشگاه آزاد گفت: دفتر این سایت در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه میشد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود. باستانی با اشاره به سندسازیها و استفاده از امکانات دولتی در سایت جمهوریت افزود: سندسازیها و استفاده از امکانات این سایت مانند ریاست مهدی هاشمی رفسنجانی در سازمان بهینهسازی بود. وی سایت جمهوریت را اتاق جنگ روانی علیه مسئولین نظام دانست و گفت که در این سایت با درج اخباری نادرست و نمایش ناکارآمدی دولت نهم اقدام میکردیم. این متهم اغتشاشات اخیر تاکید کرد: سوژه ده برابر شدن صندوقهای سیار از طریق مهدی هاشمی رفسنجانی به سایت جمهوریت داده شد. همچنین اخبار ستادهای موسوی نیز در دستور کار این سایت بود. وی با اشاره به انتشار شبنامهای توسط وی و گردانندگان سایت جمهوریت علیه رئیس جمهور این شبنامه را مصداق توهین و افترا عنوان کرد و گفت: مقرر شد تا هزینه مالی این ویژهنامه از سوی کرمی و هاشمی رفسنجانی تامین شود و سپس پس از تهیه به اعضای ستاد 88 تحویل داده شد تا آنان این شبنامه را توزیع کنند. باستانی با تاکید بر اینکه در سایت جمهوریت اخبار مربوط به مواضع و بیانیههای موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات دائما از سوی سایت جمهوریت برای التهابآفرینی منتشر میشد گفت: من تحت تاثیر القائات برخی از آقایان دچار توهم شدم و در سایت جمهوریت مطالبی را همسو با روزنامههای بیگانه منتشر کردم از این رو از عملکرد خود پشیمانم و از آنجا که خود را متعلق به نظام میدانم از محضر خداوند متعال، رهبر معظم انقلاب و دادگاه درخواست عفو میکنم. وی تاکید کرد: با توجه به امیال سیاسی نادرستی که داشتم وسیلهای برای پیشبرد اغراض سیاسی برخی افراد قرار گرفتم. وی در پایان گفت که از سوی رادیو ضد انقلابی چکاوک به صورت ماهانه بین 300 تا350 دلار طی 2 تا 3 سال دستمزد دریافت میکرد حمزه کرمی مدیر سایت جمهوریت، گرداننده واقعی این سایت را مهدی هاشمی رفسنجانی اعلام کرد و گفت: با توجه به اینکه این جانب مدیر اسمی سایت جمهوریت بودم و در واقع مدیر رسمی این سایت مهدی هاشمی بود، از دادگاه اجازه میخواهم که ابتدا مسائل مربوط به انتخابات نهم ریاست جمهوری را توضیح بدهم. وی افزود: اظهارات بنده نه به دلیل فشار و نه به دلیل اعمال نظر کسی است، چنانچه همین شبهه را در خصوص اظهارات جلسات اخیر برخی متهمان نیز وارد کردند. وی گفت: پرسنل سایت با چاپ شبنامه در ستادهای میرحسین موسوی و توزیع آنها، به تضعیف دولت و نظام میپرداختند.جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی نژاد رئیس جمهور شود. این متهم بازداشت شده در جریان حوادث اخیر تصریح کرد: از سال 82 به توصیه محمد هاشمی رفسنجانی به سازمان بهینه سازی مصرف سوخت رفتم. وقتی وارد آن سازمان شده و شروع به کار کردم در خلال کار متوجه قصد حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات دور نهم شدم. کرمی ادامه داد: باید بگویم که در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت نیز مهدی هاشمی نقش موثری داشت. وی معتقد بود که انتخابات در ایران با پول بیت المال برگزار میشود و اعتقادی به هزینه شخصی برای انتخابات نداشت. لذا بنده با وی صحبت کردم و البته گوشزد هم کردم که استفاده از پول بیت المال در انتخابات جرم است ولی مهدی هاشمی نمیپذیرفت. * 2 میلیارد تومان از بیتالمال صرف هزینه های انتخاباتی سال 84 شد وی خاطر نشان کرد: سازمان بهینه سازی مصرف سوخت باید در جهت کاهش و بهینه سازی مصرف سوخت کار میکرد. البته شرکتهای مختلفی هم با این سازمان قرارداد داشتند که از جمله این شرکتها شرکتی با مدیریت امیر علی آقایاری بود که کار این شرکت نیز ساخت تیزرهای تبلیغاتی و در کل تبلیغ بود. همه روسای این شرکتهایی که با سازمان بهینه سازی قرارداد داشتند از دوستان مهدی هاشمی بودند و آمادگی گرفتن پول تحت عنوان بهینه سازی و تبلیغات انتخاباتی برای کاندیدای مد نظر مهدی هاشمی را داشتند و این شرکتها با سند سازیهای صورت گرفته، موظف شدند که کار تبلیغاتی برای مهدی هاشمی انجام بدهند. این متهم بازداشت شده در جریان حوادث اخیر ادامه داد: یک شرکت 500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25 هزار جلد کتاب شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر مهدی هاشمی شد. کرمی افزود: مهدی هاشمی معتقد به پولشویی بود. وی پولهای را از سازمان بهینه سازی دریافت میکرد و آنها را مکررا به دلار و ریال تبدیل میکرد. وقتی که دلیل این کار را از وی پرسیدیم، وی گفت که با این کار کسی نمیتواند منشاء پولها را کشف کند. وی اضافه کرد: با فشار مهدی هاشمی از سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به منظور تبلیغات در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش یعنی آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی پول برداشت میشد و مهدی هاشمی پس از شکست پدرش در انتخابات به اقدامات خود ادامه داد و مابقی پولهای باقی مانده و بدهکار شده خود را نیز به شرکتهایی که برای پدرش تبلیغ می کردند، پرداخت کرد. این متهم دستگیر شده در جریان حوادث اخیر اظهار داشت: مهدی هاشمی به این اقدامات خود در حالی دست میزد که که این پولها باید صرف تبلیغات برای بهینه سازی مصرف سوخت صرف میشد نه تبلیغات برای پدر وی. پولهایی که وی برای تبلیغات در انتخابات دور نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش هزینه کرد معادل 2 میلیارد تومان بود. کرمی با بیان اینکه در بیان مسائل رخ داده در انتخابات دهم ریاست جمهوری تاکید کرد: مهدی هاشمی با بنده صحبت کرده و گفت که ما باید برای انتخابات کار رسانهای قوییای را آغاز کنیم. چند روز بعد هم در جلسه ای جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی نژاد رئیس جمهور شود. از این رو ما نیز سایت جمهوریت را با مدیریت رسمی مهدی هاشمی راه اندازی کردیم، البته چند روز بعد جاسبی با تغییر نظر به ما اطلاع داد که بنده میخواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطیلی سایت جمهوریت را صادر کرد ولی با فشارهای هاشمی این سایت به کار خود همچنان ادامه داد. وی افزود: سایت جمهوریت ابتدا قرار بود از کاندیدایی در انتخابات حمایت و نسبت به دولت نهم نیز نقدهایی داشته باشد ولی با فشارهای مهدی هاشمی، این سایت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان های نظامی از جمله بسیج و سپاه و سازمانهای دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی میکرد و کار به جایی کشید که این سایت بر خلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد. این متهم دستگیر شده در جریان حوادث اخیر خاطرنشان کرد: مهدی هاشمی حتی مطالب تندتری را برای انتشار به سایت جمهوریت ارائه میداد که از جمله مطالب می توان به گزارشی که 2 روز قبل از انتخابات توسط وی به ما داده شده، اشاره کنم که در این گزارش فرمانده بسیج متهم به تخریب و تضعیف میر حسین موسوی شده بود، البته ما این گزارش را هرگز منتشر نکردیم. کرمی در ادامه تاکید کرد: در روزهای آخر هم برخی پرسنل سایت با چاپ شبنامه در ستادهای میرحسین موسوی و توزیع آنها، به تضعیف دولت و نظام میپرداختند و بنده متاسفم که توسط افرادی مورد سوء استفاده قرار گرفته ام. وی ادامه داد: سیاسیون ما قاعده بازی را بلد نیستند، اطرافیان کاندیداها با پول بیت المال قصد رئیس جمهور کردن کاندیدایی را داشتند. حتی آنها این اقدام خود را به قیمت بدبخت کردن زیر مجموعه خود نیز انجام می دهند؛ همان کاری که با ما در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت شد. در حالی که همه می دانستند استفاده از بیت المال جرم است. این متهم دستگیر شده در جریان حوادث اخیر افزود: موسوی و ستاد وی پس از انتخابات و اعلام نتایج، اقدام به عدم پذیرش رای مردم کردند که باید بگویم این اقدام موسوی هیچ تناسبی با شعارهای وی نداشت. کشاندن مردم به خیابانها امری خلاف قانون و مقررات کشور بود که باعث مخدوش شدن چهره نظام نیز شد. کرمی در دفاع از اتهامات مطرح شده در خصوص خود گفت: بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمی دانم چرا که سایت جمهوریت مدیر مسئول داشته و طبق قانون هم باید مدیر مسئول این سایت پاسخگوی تخلفات آن باشد و شبنامه را هم مجموعه سایت دنبال میکرد و بنده در توزیع این شبنامه ها نیز اقدامی انجام ندادم. وی در پاسخ به سوال قاضی دادگاه در باره اینکه در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت چقدر وجه از مهدی هاشمی دریافت کردید، گفت: فقط به خود من 320 میلیون تومان پول دادند که البته حاضرم بخشی از آنها را که در اختیارم هست بازگردانم ولی بخش دیگر را بین پرسنل توزیع کردم.
کلمات کلیدی:
مهدی هاشمی هم آره
|
|
| پشه! |
| ساعت ۱٢:۱٠ ب.ظ روز سهشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ |
|
اگر حشره ای در فنجان قهوه بیفتد، تصور می کنید واکنش یک آمریکایی، انگلیسی، چینی و یک صهیونیست اسرائیلی چه خواهد بود؟! خبرگزاری قدسنا با طرح این معمای طنزآمیز نوشت: مرد انگلیسی فنجان را به خیابان پرتاب و کافه را ترک می کند. مرد آمریکایی، حشره را خارج می کند و قهوه را سر می کشد! و مرد چینی حشره و قهوه را با هم سر می کشد. ولی مرد اسرائیلی: ۱- قهوه را به آمریکایی می فروشد و حشره را به چینی. ۲- در تمام رسانه ها شیون و زاری می کند که امنیتش در خطر است. ۳- فلسطین و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی براه انداخته اند. ۴- همچنان به کولی بازی و «ننه من غریبم» خود درباره شکنجه یهودیان در هولوکاست هیتلری و سامی ستیزی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر یهودی ادامه می دهد. ۵- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواهد خواست که به مردم خود بگوید دست از حشره انداختن در فنجانهای قهوه بردارند. ۶- از آمریکا درخواست کمک نظامی فوری و وام یک میلیارد دلاری (با قابلیت بازپرداخت یکصد ساله) می کند تا یک فنجان قهوه دیگر سفارش دهد. ۷- قهوه چی مجبور خواهد بود که غرامت این کار را با تقدیم قهوه مجانی به وی تا پایان قرن جبران کند. ۸- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام… تمام دنیا را متهم می کند که فقط ایستادند و نگاه کردند و با آنکه او یک انسان معمولی است و برای اولین بار به قهوه خانه رفته است تا اولین قهوه اش را از زمان خروج چندین قرن پیش یهود از مصر صرف کند، برای مصیبت او اندوهگین نشدند!
کلمات کلیدی:
پشه!
|
|
| مردم آخرالزمان! |
| ساعت ٢:۳٩ ب.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸۸ |
|
سلام چند شب پیش یه دفعه ای و به طور ناگهانی به سرم زد که بچه خوبی بشم و توی این ماه رمضون یه چند صفحه ای بحارالانوار بخونم که توی جلد چهارمش به یه مطلب برخوردم در مورد آخرالزمان و انصافا زیبا مطلبی بود. وقتی خوندمش و با شرایط همین دوران خودمون مقایسش کردم یه کمی آدم شدم البته فقط یه کمی و برای چند لحظه کوتاه.اما خداییش آدم شدنم عالمی داره ها... عین مطلب رو اینجا نقل میکنم خدا رو چه دیدی شاید شما هم مثل من یه کمی.... (( ابن عباس نقل میکند : ما با پیامبر (ص) در حجه الوداع بودیم.رسول خدا حلقه در خانه کعبه رو گرفت و فرمود: آیا حاضرید شما را از علامتهای آخرالزمان با خبر سازم؟ سلمان که در آنروز از همه به پیامبر نزدیکتر بود عرض کرد: آری یا رسول الله! پیامبر فرمود: از علامتهای آخرالزمان ضایع کردن نماز_پیروی از شهوات_تمایل به هواپرستی_گرامی داشتن ثروتمندان_و فروختن دین به دنیاست و در آنوقت قلب مومن در درونش آب می شود مثل آب نمک در آب! از این همه زشتیها که می بیند و قدرت بر جلوگیری آن ندارد. در آنوقت زمامدارانی ظالم_وزیرانی فاسق_کارشناسانی ستمگر و امنائی خائن بر مردم حکومت میکنند. در آنوقت زشتی ها زیبا و زیبایی ها زشت می شوند. امانت به خیانتکار سپرده میشود و امانتدار خیانت میکند. دروغگو تصدیق میشود و راستگو تکذیب. در آنوقت حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود.کودکان بر منبر می نشینند_دروغ خوشایند و زرنگی _ زکات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب میشود! اولاد در حق پدر و مادر جفا میکنند و به دوستانشان نیکی میکنند و ستاره دنباله دار طلوع میکند! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریک میشوند_باران رحمت کم_جوانمردان بخیل_تهی دستان حقیر میشوند.بازارها به هم نزدیک میشود و همه از خدا شکایت میکنند یکی میگوید سودی نبردم و دیگری میگوید چیزی نفروختم. در آن زمان گروهی به حکومت میرسند اگر مردم حرف بزنند آنها را میکشند و اگر سکوت کنند اموالشان را غارت_حقشان را پایمال میکنند و خونشان را میریزند و دلها را پر از کینه و وحشت میکنندو... در آن زمان اشیاء و قوانین را از شرق و غرب می آورند و امت من رنگارنگ میشوند.نه بر کوچک رحم میکنند و نه بر بزرگ احترام میگذارند و نه گناهکاری را می بخشند. هیکل هایشان مانند آدمیان و قلب هایشان چون شیاطین است. در آن زمان لواط زیاد میشود_مردان خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند.لعنت خدا بر آنها باد! در آن زمان مساجد را زینت میکنند و قرآن ها را آرایش میکنند و مناره های مساجد را بلند مینمایند و صفهای نمازگزاران زیاد اما دلهایشان به یکدیگر کینه توز و زبانهایشان مختلف است. مردان و پسران خود را با طلا زینت میکنند و لباس حریر و دیباج میپوشند و پوست پلنگ را برای اظهار بزرگی در بر میکنند. ربا در بین مردم شایع میشود و معاملات با غیبت و رشوه انجام میگیرد_دین را میگذارند و دنیا را برمیدارند! طلاق زیاد میشود_حدود اجرا نمی گردد_زنان خواننده و آلات نوازندگی آشکار میگردد و اشرار امت به دنبال آنها میروند_ثروتمندان برای تفریح و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا برای ریا و خودنمایی به حج میروند! عده ای قرآن را برای غیرخدا و عده ای برای خوانندگی یاد میگیرند و گروهی نیز علم را برای غیر خدا می آموزند. زنا زاده فراوان میشود و برای دنیا با یکدیگر عداوت میکنند! پرده های حرمت پاره میگردد_گناه زیاد میشود_بدان بر خوبان مسلط میشوند.دروغ فراوان_لجاجت شایع و فقر فزونی میابد. و...........)) ببخشید دستم دیگه خسته شد میترسم آنفلو آنزای خوکی بگیره خداییش چقدر شبیه دوران خودمونه؟ من که میگم صد در صد.
کلمات کلیدی:
مردم آخرالزمان!
|
|
| *ایرج رحمانپور*صدای زخمی زاگرس... |
| ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ |
|
دلم میخواست مطالب وبلاگم عمومی باشه اما این یه پست رو واقعا نمیتونم ننویسم... تقدیم به همه لرستانی های دنیا (مخصوصا انجمن لرستانیهای مقیم تورنتو کانادا) هر کتاب تاریخی رو که خوندم وهر مطلبی که از گذشته به چشمم خورده از بعد از دوران پادشاه غیور ماد (کوروش) تا همین انقلاب خودمون و سال88 همه و همه از یه چیز خبر میدن و اون سادگی بیش از حد مردم لر و سوء استفاده حکومتها از این سادگی بوده. چه از زمان صلاح الدین ایوبی که لرها رو به عنوان پیش مرگ جلوی تیر و شمشیر مینداخت چه از زمان کریم خان زند که خودش از حسنوندهای لرستان بود وبا کمک همین اقوام خودش شاه شد و بعد حکومتش رو توی شیراز قرار داد و امکان پیشرفت وطنش لرستان رو گرفت وچه از این انقلاب که توی 8 سال جنگش فقط حدود 1600 تا از شهدای لرستان جزء سرداران و فرماندهان جنگ بودن و دیگه شهدای معمولیش بماند ومهم تر اینکه لرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستانه و چندین برابر خرمشهر که اینجوری همه جا جارش میزنن و در موردش کتاب مینویسن خسارت دیده... اما وسط خواب ناز مردم همیشه خواب لرستان(البته به جز بعضیا) بالاخره یه خواننده پیدا شده که دیگه از لب وچشم و موی یار نمیخونه دیگه به ریتم (بزران) نمیگه : کور جاهال خاصه ووژ تیمار بکه بکه وه ده رو دت بیمار بکه... آره ایرج رحمانپور به همون سبک ترانه بزران میگه: بزران بزران بیلا بزریم بیلا دی به تر ئاگر بگریم ایرج توی این بیت میخواد آتیش بگیره از این خواب. توی ترانه زیبای (دلم تنگه) غم و غصه خودش رو توی قالب یه زن ریخته که توی یه غروب دلگیر داره توی یه مسیر پیش میره مسیری که پشت سرش خرابه های وطنش و جلوش رنجها و عذابهایی که باید در آینده تحمل کنه دارن انتظارش رو میکشن : د ای دیروقت ئیواره نه تاریکی نه روشنایی زنی پشت سرش حالی براوه ر رنجیا بی به ر دیارپشت سر حالی زنی دل ناگرو میره ت گونایاش رفت خینالی... در آلبوم (گل تش) با سوز و آه ویا به قول خودش (په ژاره) سرزمین مادری یا همون (نیشتمان) رو به شروع حرکتی نو دعوت میکنه: سه رزمینم کوت کوت ئه نو نشینم چی کویا با زخمی اما سر و بالا اونجا که وسط یکی از ترانه های آلبوم (سفر امید) آهنگ قطع میشه و ایرج داد میزنه: بیمار بیمارم آه گران بیمارم بچم وه کوره طبیبی بارم انسان تنش میلرزه از درد غفلت... توی ترانه (دسمه بیر) که متاسفانه به آهنگ محبوب توی عروسی ها برای رقص دوپا تبدیل شد و هیچکس به معنای این شعر فکر نکرد ایرج دنبال یه فریادرس میگرده و توی بیت آخر میگه: نه د دل ئاز نه د لار جو نه د پایام تو ره ته دسمه بیر تو بوهو سیم بیت کوچه تابیینم خوو ره ته ایرج اینجا میخواد از این غفلت کوچ کنه.این بیت تکرار همون شعر زیبای سهراب که میگه: قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب... ایرج بالاخره روز رویایی و مدینه فاضله خودش رو توی شعر میریزه و از ناجی میگه ناجی ای که با اومدنش عدالت برقرار میشه ترانه (ئاسمو): ئاسمو وا دنه کویامیزنه کل سفیده هم زمی هم زمو وایه ک شورشو شور امیده سوز تونی که سوز میینم سوزتونی که سوز موحونم هه چنو چی چلچراغی روشه میکی حونمونم
وایرج همچنان میخواند و در کوچه های زمانه دنبال عدالت میگردد .آری ایرج رحمانپور خواننده ظلم ناپذیر و به قول بعضی ها سیاسی لرستان میخواند تا شاید خون آریایی هم وطنان لرستانی اش را به جوش و روحشان را به خروش بیاورد...
کلمات کلیدی:
|
|
| خارجی ها هم روزه می گیرند! |
| ساعت ۸:۳٦ ق.ظ روز سهشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ |
|
1- روزه و روزهداری در دین یهود واژه عبری برای کلمه روزه، لفظ صوم است؛ در آئین یهود روزه جزئی از مجموعه اعمالی است که یک یهودی برای ذلیل ساختن تن و رنجور ساختن آن انجام میدهد. روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه و ملت و مذهب موقع ورود اندوه و رحمت غیرمترقبه معمول بوده است (یونس5:3) و میتوان گفت که حکم طبیعت است که در این مواقع پرورش و نمو را ترک میکند. در عهد قدیم (کتاب مقدس) به هیچ وجه اشارهای نشده که قبل از ایام موسی روزه بطور صحیح معمول بوده، همچنین در تورات به وجوب روزه و حدود آن تصریحی نیست ولی روزهداران را ستوده است. قوم یهود غالباً در موقعی که میخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه میداشتند تا گناهان خود را اعتراف نموده و به واسطه روزه و توبه رضای حضرت اقدس الهی را تحصیل نمایند. (داوود 26:20) مخصوصاً در مواقع مصیبت عام روزه غیرمرسوم قرار میدادند و در این صورت اطفال شیرخوار و گاهی حیوانات را نیز از چرا منع میکردند. (یوئیل 16:2) عهد قدیم از روزه داشتن فردی، همچون روزه داشتن داود، عزرا، الیاس، دانیال و جمعی بسیار سخن گفته که بیانگر یک ارب دینی کاملاً متداول برای نیل به هدف مورد نظر در میان یهودیان بوده است. برای نمونه چند عبارت از کتاب عهد قدیم را آوردهایم: « .... پس داود برای (سلامت) طفل از خدا استدعا کرد و داود روزه گرفت و داخل شده تمامی شب را بر روی زمین خوابید». (دوم سموئیل باب 12/16/15) «و در روز بیست و چهارم این ماه بنی اسرائیل روزه دار و پلاس در بر و خاک بر سر جمع شدند». (نحمیا باب 9/1) در تورات برای اولین بار دستور تعنیت (روزه) برای روز کیپور (بخشش گناهان) در دهم ماه تیشری ذکر شده ولی روزههای دیگر تاریخ یهود با یادبود اتفاقاتی که در مسیر خرابی بت بیت المقدس (همیقداش) روی داد، مناسبت پیدا میکنند. روزههای مهم یهودیان عبارت است از: 1- یوم کیپور بزرگترین روزه یهودیان است که با نامهایی چون یوم ادیر یعنی جلیل و باعزت، یوم مقادوش یعنی روز مقدس و یوم عاسورا خوانده میشود. هاگس در کتاب قاموس مقدس مینویسد: روزه کفاره روزه مهم سالیانهای است که آرامی و استراحت و روزه دهم ماه تیشری یعنی پنج روز قبل از عید خیمهها نگاه میدارند. 2-1- فلسفه روزه یهود کتاب عهد قدیم تاکید دارد که روزه هدف نیست بلکه وسیلهای است که از طریق آن انسان قادر است از گناهانی که مرتکب شده است اظهار ندامت و توبه کند و قلب خود را برای خداوند متواضع گرداند و با تغییر در رفتار و عمل خود توبه حقیقی از گناهان را متجلی سازد. تعنیت (روزه) در دین یهود اهداف خاصی از جمله توبه، طلب بخشش و یادآوری سوگواری را در پی دارد. از نگاه دین یهود صوم تنها به معنی پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه خودداری از لذایذ جسمانی است. کتاب مقدس یهودیان بر این مطلب تاکید دارد که روزه داشتن بدون توبهای صمیمی و حقیقی بیارزش و بیمحتواست و صرف توجه به ظواهر روزه کارساز نیست. این امر که فلسفه روزه صرفاً اجتناب از برخی نیازهای طبیعی و پرداختن به اموری دیگر چون دعا و ... عبارت – بدون ایجاد اثری مثبت در قلب و روح مومنان- نیست منحصر به آیین یهود نیست و دردیگر ادیان نیز مورد توجه قرار گرفته است. قوم یهود در موارد مختلفی مبادرت به روزه گرفتن میکردند که از جمله آنها موارد زیر میباشد: 1- بر سرلطف آوردن خداوند به منظور پیشگیری پایان بخشیدن به یک مصیبت الهی. آداب و رسوم روزهداری در دین یهود دختران از سن 12 سالگی و پسران در 13 سالگی موظف به گرفتن روزه میشوند و بیماران و زنان باردار و شیرده از روزه گرفتن معاف هستند. آنها همراه روزه بعضی از اعمال را انجام میدهند مانند: 1- بیرون آوردن تورات از جایگاه بدون پوشش اصلی. بر اساس یک طبقهبندی دورههای مرسوم در آیین یهود را میتوان به سه طبقه اصلی تقسیم کرد: 1- روزههای حکم شده در کتاب مقدس یا روزههای ایجاد شده به مناسبت تذکار وقایع مطرح شده در کتاب مقدس مانند: روزه یوم کیپور، روزه نهم آو، روزه 17 تموز و ... 2- روزه و روزهداری در دین مسیحیت تاریخ روزهداری در دین مسیحیت به قبل از قرن هشتم میرسد، روزه در تقویم کلیسا هم ثبت شده و جزو آداب فقهی به شمار میرود. در انجیل آمده که: آنگاه عیسی به قوت روح به پایان برده شد تا ابلیس او را امتحان کند، پس چهل شبانه روز روزه داشته و نهایتاً گرسنه گردید. در اناجیل به وجوب روزه تصریح شده و روزهدار را ستوده و او را از ریا برحذر داشته است. سنت یهودی تا زمان حضرت عیسی – در صورتهای مختلفش- یعنی پرهیز از خوراک، پرهیز از سخن و... رایج بوده و پس از او هم میان حواریان و کسانیکه مبلغ پیامش در مناطق مختلف جهان شدند، رواج داشته است. بطوری که روزهداری از خصوصیات حواریون و رسولان پیام عیسی بوده است. این امر نشانگر آن است حضرت عیسی خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نیز پس از وی به امر روزه توجه داشتهاند. جیمز هاکس در این باب میگوید: حیات حواریون و مومنین- (مسیحی) ایام گذشته ، عمری مملو از افکار، لذت و زحمات بیشمار و روزهداری بود. حضرت عیسی بیشک پیش از آغاز رسالتش، همچون یک یهودی، ایام روزهداری در دین یهود مثل روزه یوم کیپور را مراعات میکرده و به نظر برخی ، او تنها اصول را بیان کرده و وضع قوانین را به عهده کلیسا نهاده است. چند نکتهای که در این دین حائز اهمیت است، این است که اولاً در مسیحیت دو واژه روزه و پرهیز وجود دارد که بین این دو تفاوتی وجود دارد به این نحو که در ایامی که باید پرهیز را رعایت کرد، تنها از مصرف گوشت پرهیز میکنند ولی در ایام رعایت روزه همراه با پرهیز از گوشت غذای مصرفی و دفعات وعده غذا هم محدود میشود، دوماً یکی از روزهای مهم در مسیحیت روز عید پاک یا the easter day است که به مناسبت قیام عیسی از قبر گرامی داشته میشود. هفته پیش از این روز «هفته مقدس» گفته میشود که در تعیین بسیاری از روزهها هم نقش مهمی دارد. 2-1- فلسفه روزه در مسیحیت برخی میگویند که روزه و دعا وسایلی برای مقابله با وساوس شیطانی است و روزه حقیقی آن است که هیچ بدی مرتکب نشوی و با قلبی خالص خود را وقف خدمت به خداوند کنی. مسیحیان معتقدند که روزه ظاهری نیست بلکه باطنی و معنوی است و هدف اصلی آن این است که با فروتنی به خدا تقرب جویند و هدایتهای او را بطلبند. همچنین در کتاب اشعیاء نبی، فصل 58، آیات 6-9 در این باره چنین آمده که: «مگر روزهای که من میپسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشائید و گرههای یوغ را باز کنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟ مگر این نیست که نان خود را بین گرسنگان تقسیم کنی و فقیران رانده شده را به خانه آوری و چون برهنه را بپوشانی و ... آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند توبه را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اینک حاضر هستم». روزه مسیحی به منظور صواب و ریاضت و یا به دست آوردن دل خدا و نجات از گناه به جا آورده نمیشود زیرا آنان معتقدند با ریخته شدن خون مسیح بر صلیب و مرگ و دفن و قیام او از مردگان نجات از گناه و طریق راه یافتن انسان به حضور خدا مهیا گردیده است. بعضی از دلایل روزه گرفتن مسیحیان به شرح زیر میباشد: 1- اینکه دل در حضور خدا نرم و فروتن شود. آنها میگویند روزه مسیحی کمک میکند که یاد بگیریم از خودخواهی انسان دوری و از خودگذشتگی داشته باشیم و بیشتر قدر و ارزش فداکاری عظیم را درک کنیم. همچنین باید از ریاکاری و هرگونه ظاهرسازی و خودنمایی به دور باشد. چرا که عیسی در (انجیل متی فصل6، آیات 18-16 ) بدان اشاره کرده و میفرماید: «وقتی روزه میگیرید مانند ریاکاران خودتان را افسرده نشان ندهید. آنان قیافههای خود را تغییر میدهند تا روزه دار بودن خود را به رخ بکشند. اما تو وقتی روزه میگیری سرت را روغن بزن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزه تو باخبر نشوند بلکه فقط پدر تو که در نهان است آن را بداند». روزه در مسیحیت جامع احکام مذهبی نیست به همین دلیل روزه مسیحی در زمان و تحت قوانین خاصی نیست، آنها آزادند در هر زمان و با هدایت روح خدا بطور فردی و جمعی برای یک یا چند روز و حتی برای چند ساعت روزه بگیرند. روزههای مهم مسیحیان عبارت است از: 1- روزه روز جمعه قبل از عید پاک که در قرن دوم متداول بود. روزه روزهای یکشنبه روز عید پاک، روزه در روز نیطیکاست- بدان سبب که روز جشن و شادمانی است- ممنوع است. سه فرقه کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان در مسیحیت روزههای خاص به خود را دارند و روزههایشان با یکدیگر فرق میکند که در زیر به بعضی از آنها اشاره شده است: 1-2-2-کاتولیکها آنها روزه روز چهارشنبه و جمعه الصلیب را میگیرند بعلاوه تمامی روزهای جمعه ماه انابت را که به دوران توبه و تعمق معروف است را روزه میگیرند، و در این دوران دو نوع غذای ساده و یک غذای معمولی میخورند و از خوردن گوشت پرهیز میکنند. 2-2-2-ارتدوکس شرق آنها نیز ماه انابت، روزه رسولان، روزه معراج مریم به آسمان، روزه ویژه میلاد مسیح و چند تا روزه یک روزه دارند بعلاوه تمامی روزهای چهارشنبه و جمعه که در این دوران از خوردن گوشت، لبنیات ، تخم مرغ و ماهی پرهیز میکنند. 3-2-2-پروتستان روزه آنها به خود افراد، کلیساها و سازمانها بستگی دارد و در این مدت بطور کامل از لب زدن به آب و غذا خودداری میکنند و برخی مایعات را نمیخوردند و از خوردن یک یا چند وعده غذا صرف نظر میکنند. همانطور که قبلاً اشاره شد روزه به عنوان یک مقوله دینی و عبادی امری نیست که به چند دین محدود باشد و اثری از آن در ادیان نباشد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که اگر اختلافی هست در صورت و کیفیت توجه به آن است نه در اصل آن و در میان اقوام مختلف در گذشته و حال، روزه و پرهیز جایگاه خاصی برای خود داشته و دارد. روزه در ادیان و فرق - صائبین یا مندائیان (پیروان حضرت یحیی) در روزهای ویژهای از سال که آنها را مبطل مینامند از خوردن گوشت، ماهی، تخم مرغ خودداری میکنند از جمله این روزها 26 و 27 و 28 و 29 و 30 ماه سمبلتا، روزهای ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطیا است. آنها روزه واقعی را روزهدار بودن اعضا و جوارح آدمی میدانند که در کتاب کنزاربا یا صحف آدم مقدسترین کتاب مندائیها آمده است: «ای مومنان برایتان گفتم که روزه بزرگ فقط نهی از خوردن و آشامیدن نیست بلکه دیدگانتان را از نگاههای هیز و شیطانی و گوشهایتان را از شنیدن حرفهایی که مردم در خانه خود میزنند برحذر دارید و زبانهایتان را به گفتارهای دروغ و ناپسند نیالائید و .... ». - زاهدان پیرو آئین جین و آئین هندو برای ایجاد آمادگی روحی خود برای برخی جشنها و اعیاد روزه نگه میدارند، همچنین پارسایان آئین جین بهترین مرگ را مرگ در اثر پرهیز کامل از غذا و آب میدانند و بسیاری از آنها داوطلبانه راه روزهدار را در پیش می گیرند تا بدین طریق به زندگی خود پایان بخشند. - بسیاری از راهبان و راهبههای بودایی مذهب، تنها به یک وعده غذا در روز اکتفا میکردند و اول ماه و نیمه ماه را روزه کامل میگرفتند، امروزه مردم عامی بودائی هر ماه چهار بار روزه داشته و به گناهان خود اقرار میکنند و در استقبال از سالروز فوت بودا مدت پنج روز از خوردن گوشت خودداری میکنند. - لامائیستها در هر ماه روزهای 14 و 15 و 29 و 30 تنها از غذای آردی و چای تناول میکنند ولی پارسایان این مذهب در طول این چهار روز تا غروب آفتاب هیچ نمیخورند. - مردم تبت مراسمی به نام نانگ نس (روزه مدام) دارند که چهار روز طول میکشد. آنها دو روز اول را بادعا، اقرار به گناهان و تلاوت متون مقدس به سر میآورند و روز سوم پرهیز شدیدی را رعایت میکنند و هیچ نمیخورند و حتی آب دهان خود را هم فرو نمیبرند واین روزه را با دعا و اقرار به گناهان تا طلوع آفتاب در روز چهارم ادامه میدهند. - در میان چینیان کهن بخصوص پیروان مذهب تائو روزه قلب وجود داشت و بر آن بیش از روزه تن تاکید دارند، پیروان مکتب کنفوسیوس روزهداری را بعنوان آماده سازی خود، برای بهتر به انجام رساندن اوقات پرستش ارواح نیاکان مورد توجه داشتند. - در مصر کهن، پس از مرگ پادشاه رعایای او روزه میداشتند و از مصرف گوشت، نان، گندم، شراب و هر تفریحی پرهیز میکردند و نیز از استحمام، تدهین (مالیدن روغن به موی سر) و بستر نرم خودداری میکردند. - قبایل بومی آمریکا معتقد بودند روزه گرفتن در کسب هدایت و راهنمایی از روح اعظم موثر است و از جمله مراسم عزاداری آنها پرهیز غذا بوده است. همچنین در نزد بسیاری از اقوام کهن پرهیز از آشامیدن و خوردن به عنوان ابزار ندامت به درگاه خدا (یان) و به عنوان فدیه و کفاره گناهان انجام میشد؛ مردم کهن مکزیک امساک از غذا را به عنوان کفاره گناهان بجا میآوردند و مدت آن از یک روز تا چند سال متفاوت بوده است و پارسایان آنها در هنگام بروز مصیبتی عام، ماهها راه امساک را در پیش میگرفتند. - زرتشتیان پس از مرگ یکی از نزدیکان، مدت سه شب از پختن یا خوردن گوشت پرهیز میکردند.
کلمات کلیدی:
خارجی ها روزه میگیرند
|
|
| ازدواج های سیاسی بعد از انقلاب |
| ساعت ۸:٤٥ ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ |
|
هفته نامه شهروندامروز چندی پیش به بهانه مراسم ازدواج پسر رییس جمهور با دختر مشاور وی، به بررسی ازدواج های سیاسی صورت گرفته در ایران در سال های گذشته پرداخت که بخشهایی از آن در زیر می آید: « …. مهدی و امیرحسین معتقدند که میان سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ در ایران داییسالاری حاکم بوده است چرا که آنان دو دایی دارند که از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۸۴ بر ایران حکومت میکردند. دایی پدری آنان اکبر هاشمی رفسنجانی بود که از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۶ رئیسجمهور ایران بود و دایی مادری آنان سیدمحمد خاتمی بود که از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۸۴ ریاستجمهوری ایران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدی و امیرحسین هاشمیان به ترتیب فرزندان حجتالاسلام محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان و آیتالله صدوقی امام جمعه یزد بودند و این یعنی آنها فرزندان مشترک «یزد و رفسنجان» و «صدوقی و هاشمیان» هستند؛ جایی که «هاشمیها» و «خاتمیها» به هم میرسند. مهدی و امیرحسین تنها کسانی هستند که در فاصله دو دهه خواهرزاده رئیس دولت ایران بودهاند اما پیوند خانواده و دولت در ایران محدود به ایشان نیست: ۱- داماد سرخانه یکی از این ازدواجهای مشهور ازدواج محمد محمدینیک ازدواجهایی که در درون خانواده انقلاب صورت میگرفت این مزیت را داشت که خانوادههای عضو این خانواده بزرگتر شناختی کافی از هم داشتند و نیازی به تحقیق بسیار وجود نداشت. سطح توقعات طرفین از یکدیگر نیز اندک بود و به دلیل جو اجتماعی موجود، خانوادهها به سادهترین شکل ممکن مقدمات ازدواج را فراهم میکردند مشهور به ریشهری با دختر آیتالله مشکینی بود. ریشهری که پس از انقلاب اسلامی ایران پس از مدتی حضور در دادستانی ارتش به وزارت اطلاعات، دادستانی ویژه روحانیت، دادستانی کل کشور و سرپرستی حجاج ایرانی رسید، حاجآقا مرتضی تهرانی را معرف و مسبب این ازدواج میداند: «آقای مشکینی پاسخ ایشان را موکول به استخاره کرد و پس از چند روز پاسخ داد که استخاره کردم، خوب آمد پس از موافقت ایشان جریان را به خانوادهام در تهران نوشتم و از مادرم و عمهام… خواستم که به قم بروند و صبیه ایشان را ببینند. آنها رفتند و دیدند و پسندیدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولی خیلی کوچک است. او در آن هنگام تقریبا ۹ ساله بود.» (خاطرهها، ج ۱، ص ۵۲ – ۵۱) مهریه این ازدواج هزار تومان بود: «مهریه را مبلغ ۵ هزار تومان نوشتم [اما آیتالله مشکینی] در اثر خطای دید پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پیغام داد من حرفی ندارم که مهریه او پانصد تومان باشد ولی چون مهریه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همین مبلغ را برای مهریه او بپذیرید. من تعهد میکنم کاری کنم که بیش از پانصد تومان شما بدهکار نشوید» (همان: ۵۲) مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هیچگونه تشریفات اجرا شد» از آن پس آقای ریشهری «مانند یکی از اعضای خانواده آقای مشکینی در منزل ایشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: ۵۳) یک سال و نیم بعد با انتقال به قم داماد دید که «به تدریج شرایطی پیش آمده که احساس کردم ادامه این وضع به مصلحت نیست با اینکه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پیشنهاد کردم که هرچه زودتر انجام شود تا بتوانیم زندگی مستقل تشکیل دهیم. آقای مشکینی ابتدا با این پیشنهاد موافق نبود دلیل مخالفتش هم کوچک بودن همسرم از نظر سنی بود. چون در آن هنگام یازده سال بیشتر نداشت اما من موضوع را با جدیت پیگیری میکردم که همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم… سرانجام با اصرار من ایشان (مشکینی) راضی شد و جشن ازدواجمان در سال ۱۳۴۷ برگزار شد.» (همان: ۵۳) ۲- داماد دگراندیش ازدواج مشهور دیگر عصر انقلاب اسلامی ازدواج دختران آیتالله هاشمی رفسنجانی با پسران آیتالله لاهوتی بود. هاشمی رفسنجانی و حسن لاهوتی هر دو از مبارزان سیاسی با رژیم پهلوی بودند. همین سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آیتالله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیتالله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی ازدواج کنند. فرزندان آیتالله لاهوتی از موقعیت سیاسی خود برای ورود به حکومت استفاده نکردند اما فائزه هاشمی در سال ۱۳۷۵ نماینده دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی شد و به عضویت حزب کارگزاران سازندگی درآمد و همواره به عنوان نماد گرایش لیبرالی پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمی نیز به عضویت حزب اعتدال و توسعه درآمد که گرایشی میانهرو در میان محافظهکاران ایران را نمایندگی میکند. یکی از مهمترین مصائب و مسائل این دو ازدواج، درگذشت آیتالله لاهوتی بود. حسن لاهوتی گرچه از روحانیون مبارز و مبارزین مذهبی محسوب میشد اما به جز حمید و سعید فرزند دیگری به نام وحید لاهوتی داشت که مانند فرزندان بسیاری از روحانیون مبارز آن عصر (همچون آیتالله طالقانی، محمدی گیلانی، جنتی و…) دگراندیش بود و چپگرا. کار به جایی رسید که روز چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۶۰ اکبر هاشمی رفسنجانی در کارنامه روزانهاش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند که از طرف دادستانی انقلاب به خانه آقای [حسن] لاهوتی ریختهاند و خانه را تفتیش میکنند. به آقای [اسدالله] لاجوردی گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقای مشهورترین ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبی خامنهای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل است؛ دیگر فرزندان رهبر انقلاب نیز با خانوادههای مذهبی و سیاسی دارای گرایشهای دیگر ازدواج کردهاند: مسعود خامنهای با دختر آیتالله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق خرازی معاون وزیر امور خارجه در دولت خاتمی و مشاور کنونی سیدمحمد خاتمی ازدواج کرده است لاهوتی بیحرمتی نشود. گفت دنبال مدارک وحید [لاهوتی] هستند. اول شب اطلاع دادند که آقای لاهوتی را به زندان بردهاند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوییم ایشان را آزاد کنند. آقای لاجوردی پیدا نشد به آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد کنند. احمد آقا گفت امام هم از شنیدن خبر ناراحت شدهاند.» (عبور از بحران: ص ۳۴۱) اما آیتالله لاهوتی هرگز به خانهاش بازنگشت. فردا صبح هاشمی رفسنجانی نوشت: «عفت تلفنی اطلاع داد که آقای لاهوتی را دیشب به بیمارستان قلب بردهاند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنیا رفتهاند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقای لاجوردی دادستان انقلاب تهران گفت آقای لاهوتی اتهامی نداشتهاند، برای توضیح مدارک مربوط به وحید آمده بودند که به محض ورود به زندان دچار سکته قلبی شده و معالجات بیاثر مانده است. قرار شد پزشکی قانونی نظر بدهد.» (همان: ص ۳۴۰) خبر درگذشت حسن لاهوتی نماینده امام خمینی در استان گیلان، امام جمعه رشت، نماینده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سکوت رسانهها مواجه شد و همین مساله اعتراض فرزندان و عروسان وی را برانگیخت. آنان حتی به پدرشان اکبر هاشمی رفسنجانی که در آغاز جلسه علنی مجلس شورای اسلامی خبر درگذشت آیتالله لاهوتی را داده بود، اعتراض کردند: «حمید و فائزه آمدند و شب را پیش من ماندند. چون تنها بودم مقداری آنها را تسلیت دادم و ارشاد کردم. غیرمستقیم گله داشتند که چرا من با صراحت نگفتم که آقای لاهوتی در زندان سکته کرده و فوت شده» (همان: ص ۳۵۹) از آن روز سالها میگذرد اما هنوز کسی با صراحت از درگذشت آیتالله لاهوتی سخن نمیگوید. ۳- داماد لبنان ازدواج دیگری که در این سالها رخ داد و پیوندهای خانوادههای روحانی را استوار میساخت ازدواج فرزندان دو روحالله به دو دخترخاله بود. سیداحمد خمینی فرزند امام روحالله خمینی و سیدمحمد خاتمی فرزند آیتالله روحالله خاتمی با دو دخترخاله ازدواج کردند که سیدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدین ترتیب خانواده بزرگی شکل میگیرد که پیوند میان خمینیها، خاتمیها و صدرها را برقرار میکند. اینگونه است که سیدمحمد خاتمی به دلیل نسبتی که از طریق همسرش با امام موسی صدر مییابد به داماد لبنان مشهور است همچنان که آیتالله سلطانی طباطبایی پدر خانم فاطمه طباطبایی همسر مرحوم سیداحمد خمینی از جمله علمایی بود که از نامزدی خاتمی برای ریاستجمهوری ایران در سال ۱۳۷۶ حمایت کرد. ۴- داماد امام اما این تنها پیوند خاتمیها و خمینیها نیست. در نیمه دهه ۶۰ سیدمحمدرضا خاتمی دیگر فرزند آیتالله روحالله خاتمی با زهرا اشراقی نوه آیتالله روحالله خمینی ازدواج کرد. زهرا اشراقی در عین حال دختر آیتالله شهابالدین اشراقی داماد امام خمینی است که در سالهای تبعید امام خمینی دفتر ایشان را هم اداره میکرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوری اسلامی با ابوالحسن بنیصدر اولین رئیسجمهوری اسلامی ایران از سوی امام خمینی به عضویت هیات حکمیت برای حل اختلاف درآمد. آیتالله اشراقی روحانی سنتگرا و در عین حال آزادیخواهی شناخته میشد که نسبت به گرایشهای حاکم عصر خود از استقلال رای و نظر برخوردار بود. شهابالدین اشراقی روز جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ به علت سکته درگذشت. در سال ۱۳۸۶ شورای نگهبان صلاحیت پسر آیتالله علی اشراقی – که نامزد اصلاحطلبان برای مجلس هشتم بود – را رد کرد اما با واکنش صریح بیت امام خمینی در مرحله تجدیدنظر صلاحیت او تایید شد. ۵- داماد استاد پس از شهادت استاد مرتضی مطهری، دختر ایشان با پسر آیتالله میرزاهاشم آملی ازدواج کرد. داماد استاد اما همان کسی است که به نام دکتر چندی پیش پسر صادق خرازی با دختر محمدرضا خاتمی ازدواج کرد. بدین ترتیب صادق خرازی که برادر همسر فرزند مقام معظم رهبری است، در عین حال پدر همسر نوه امام خمینی و برادرزاده سیدمحمد خاتمی نیز هست و این به معنای خانواده سیاسی و مذهبی بزرگی است که با دو رهبر نظام و یک رئیسجمهور و نیز یک وزیر خارجه جمهوری اسلامی نسبت دارد علی لاریجانی یک دهه رئیس سازمان صدا و سیما و قبل از آن وزیر ارشاد اسلامی و پس از آن دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. علی لاریجانی عضو یکی از خانوادههای مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی است. محمدجواد لاریجانی اولین فرزند این خانواده است که به قدرت رسید: معاون وزیر امور خارجه شد و نماینده مجلس شد. ستاره اقبال محمدجواد لاریجانی اما با یک حرکت حساب نشده در دوران انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۷۶ فرو خفت و او اکنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائیه کفایت کرده است. صادق لاریجانی که «شیخ» خانواده لاریجانیهاست نیز با عضویت در شورای نگهبان در زمره قدرتمندترین فرزندان این خاندان به حساب میآید اما آنکه از همه فرزندان مرحوم میرزا هاشم خوشاقبالتر است علی لاریجانی همان داماد استاد مطهری است که اکنون به نمایندگی از مردم قم به پارلمان راه یافته و قدم در راه ریاست مجلس و شاید ریاستجمهوری میگذارد. ۱- مشهورترین ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبی خامنهای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل است؛ پیش از آنکه به ریاست مجلس هفتم شورای اسلامی و حتی نمایندگی مجلس ششم برسد. شاید به همین علت باشد که غلامعلی حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفتوگو با مجله شهروند امروز گفته «من این تحلیل را قبول ندارم که چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبری پیوند سببی پیدا کرد گروههای سیاسی به بنده تمایل نشان دادند. خویشاوندی تاثیری در تصمیماتم به عنوان رئیسمجلس ندارد» دیگر فرزندان رهبر انقلاب نیز با خانوادههای مذهبی و سیاسی دارای گرایشهای دیگر ازدواج کردهاند: مسعود خامنهای با دختر آیتالله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق خرازی معاون وزیر امور خارجه در دولت خاتمی و مشاور کنونی سیدمحمد خاتمی ازدواج کرده است در عین حال که کمال خرازی وزیر خارجه خاتمی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی عموی عروس به حساب میآید. مصطفی خامنهای دیگر فرزند مقام معظم رهبری نیز با دختر آیتالله خوشوقت از روحانیان تهران و نامزد ائتلاف رایحه خوش خدمت (گروه حامی دولت محمود احمدینژاد) ازدواج کرده است. با وجود این فرزند آیتالله خوشوقت مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره سیدمحمد خاتمی بود و در پرونده زهرا کاظمی اظهارنظری متفاوت از اظهارنظرهای رسمی کرد. دختر دیگر مقام معظم رهبری با فرزند حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب اسلامی ازدواج کرده است. بدین ترتیب با مروری بر ازدواجهای فرزندان مقام معظم رهبری میتوان پسر آیتالله موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعه با دختر آیتالله سیدمحمود هاشمی شاهرودی ازدواج کرده است. پسران دیگر آیتالله موسوی اردبیلی هر یک با دختر یکی از بزرگان مذهبی ازدواج کردهاند: دختر آیتالله جوادی آملی از مدرسین حوزه علمیه قم و آیتالله شهرستانی از فقهای قم و نماینده آیتالله سیستانی در ایران که چندی یکی از بستگانش وزیر نفت عراق بود گفت هیچ یک از این ازدواجها نمیتواند واجد معنای جناحی یا سیاسی خاصی باشد. به جز آنکه همگی آنها در محدوده خانوادههای مذهبی و سیاسی انقلاب اسلامی رخ داده است. ۲- اما ماجرا زمانی جالبتر میشود که دریابیم سلسله این ازدواجها به تدریج خانوادههای بیشتری را در بر میگیرد و در نهایت خانوادهای بزرگتر را میسازد. چندی پیش پسر صادق خرازی با دختر محمدرضا خاتمی ازدواج کرد. بدین ترتیب صادق خرازی که برادر همسر فرزند مقام معظم رهبری است، در عین حال پدر همسر نوه امام خمینی و برادرزاده سیدمحمد خاتمی نیز هست و این به معنای خانواده سیاسی و مذهبی بزرگی است که با دو رهبر نظام و یک رئیسجمهور و نیز یک وزیر خارجه جمهوری اسلامی نسبت دارد. ۳- در ادامه همین مناسبات خانوادگی ازدواج فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی و نوادگان امام خمینی نیز جالب توجه است: سیدحسن خمینی نوه ارشد امام خمینی با دختر آیتالله موسوی بجنوردی عضو سابق شورای عالی قضائی و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ازدواج کرده است. برادر او یعنی سید یاسر خمینی نیز با دختر سیدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاحطلبان برای مجلس هشتم ازدواج کرده است. یعنی در واقع فرزند سیداحمد خمینی با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبایی ازدواج کرده که پسرخاله همسر سیدمحمد خاتمی نیز محسوب میشود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب میآید. خانواده امام خمینی البته دامادهای مشهور دیگری نیز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوی دختر امام خمینی با پسر محسن رضایی ازدواج کرده و دختر دیگر آیتالله اشراقی (که نوه امام خمینی به حساب میآید) با پسر آیتالله طاهری امام جمعه سابق اصفهان ازدواج کرده است تا خانوادهای بزرگ شکل گیرد. ۴- یکی از جالبترین ازدواجهای درون حکومت جمهوری اسلامی ازدواج پسر رئیس اسبق قوه قضائیه با دختر رئیس کنونی این قوه است: پسر آیتالله موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعه با دختر آیتالله سیدمحمود هاشمی شاهرودی ازدواج کرده است. پسران دیگر آیتالله موسوی اردبیلی هر یک با دختر یکی از بزرگان مذهبی ازدواج کردهاند: دختر آیتالله جوادی آملی از مدرسین حوزه علمیه قم و آیتالله شهرستانی از فقهای قم و نماینده آیتالله سیستانی در ایران که چندی یکی از بستگانش وزیر نفت عراق بود. از نسل دوم این خانواده نوه آیتالله موسوی اردبیلی و آیتالله جوادی آملی با پسر محمد هاشمی برادر آیتالله هاشمی رفسنجانی و رئیس اسبق سازمان صداوسیما ازدواج کردهاند. ۵- از میان اعضای دفتر امام خمینی و دفتر آیتالله خامنهای فرد مشترکی وجود دارد که دو داماد بنام دارد: حجتالاسلام رسولی محلاتی دختران خود را به عقد آقایان ناطق نوری رئیس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندی وزیر اسبق مسکن درآورده است. حجتالاسلام والمسلمین ناطق نوری هماکنون مسوولیت بازرسی دفتر مقام معظم رهبری را بر عهده دارد و یکی از سران جناح اصولگرا در ایران شناخته میشود. « ……. از سوی دیگر حزب اللهی های طرفدار احمدی نژاد نیز برانند همایشی تحت عنوان “خویشاوندسالاری در ایران؛ قبل و بعد از انقلاب ۵۷″ در تیرماه سال جاری در شیراز برگزار کنند ، به گزارش خبرنگار آرمان ۵۷ ، دبیر« مجمع مطالبه مردمی آرمانهای انقلاب اسلامی» در توضیح اهداف و شیوه برگزاری این همایش گفت: این همایش قصد دارد چارت درختی مسئولین کشوری و لشکری که با یکدیگر رابطه سببی و نسبی دارند را توسط واحدهای مردمی جمع آوری و نقشه کلی خویشاوند سالاری در ایران امروز را تهیه نماید و به اصطلاح هزار فامیل قدرتمند کشور پس از انقلاب را در قالب مقالات و اطلاعات ارسالی شرکت کنندگان از سراسر کشور بررسی نماید. همچنین تصمیم دارد با استفاده از کتب تاریخی و مقالات دانشجویان و اساتید تاریخ، هزار فامیل و خاندانهای قدرتمند ۱۰۰ سال اخیر ایران تا پیش از انقلاب را استخراج نماید. وی در ادامه هدف از برگزاری این همایش را چنین برشمرد: در اینکه خویشاوندسالاری در فضای جامعه امروز چه منافع و چه مضراتی دارد سخن ها بسیار گفته شده است ولی عمده هدف ما تهیه نقشه جامع خویشاوندسالاری در قبل و بعد از انقلاب و مقایسه روابط و ماهیت این خانواده ها در تحولات سیاسی اجتماعی ایران خواهد بود. در آینده نزدیک روابط حزبی و گروهی را نیز بررسی خواهیم کرد و با استفاده از دانشجویان متعهد و مشورت اساتید مطلع یک تحلیل جامع شناختی جامع ارائه خواهد شد و نتایج آن همراه با چارت خویشاوندسالاری که در حد وسع ما باشد به صورت یک یا چند مجلد تهیه خواهد شد. مثلا چند نمونه زیر را به عنوان شاهد می آورم: آقای حسین مرعشی برادر خانم آیت الله هاشمی رفسنجانی(لازم به ذکر است خاندان شناسی روابط خویشاوند سالاران آیت الله هاشمی رفسنجای در مجال این همایش نمی گنجید که تازه خبر آوردند که این پژوهش فراتر از این مجال هاست زیرا که در ادامه این پژوهش بایست به خاندان آل سعود نیز و روابط مرتبطه نیز پرداخته شود)آقای صادق محصولی (مشاور ارشد دکتر احمدینژاد) با آقای ولایتی (وزیر خارجه سابق و مشاور مقام معظم رهبری) باجناق است. مقداد نیلی (سردبیر سایت رجا نیوز) داماد آقای رئیسی (معاون قوه قضاییه) و آقای رئیسی داماد آقای علم الهدی (امام جمعه مشهد). {در پی تذکر دوستان از وب سایت رجانیوز نسبت به نقص خبر اجبارا به عرض می رساند در مورد آقای صالحی مراسم عروسی برگزار نشده و تنها خطبه عقد جاری شده است. مدیر سایت} آقای ری شهری (وزیر اسبق اطلاعات)داماد مرحوم آیتالله مشکینی (رئیس اسبق مجلس خبرگان)هستند یا آقای موسی پور (معاون فرهنگی اسبق سازمان تبلیغات و معاون فعلی اطلاع رسانی وزارت کشور) شوهر خواهر محمدرضا باهنر (نماینده مردم تهران در مجلس هفتم و نائب رئیس) است یا شیخ صادق لاریجانی (کاندیدای ریاست قوه قضائیه پس از آیتالله شاهرودی) فرزند آیتالله میرزا هاشم آملی ، داماد آیتالله وحید خراسانی (مرجع بزرگوار تقلید و قوی ترین اصولی حوزه علمیه) است. آیتالله جوادی آملی (شاگرد مبرز علامه طباطبایی و مفسر گرانقدر قرآن و از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم) عموی خانم فاطمه جوادی (معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان محیط زیست) فرزند آقای اسماعیل واعظ جوادی آملی می باشند. مهرداد بذرپاش (مشاور اسبق دکتر احمدینژاد و مدیر عامل اسبق پارس خودرو و فعلی خودروسازی سایپا) داماد آقای علی احمدی (وزیر آموزش و پرورش) است.برادر دکتر احمد نجابت (نماینده سابق شیراز در مجلس شورا و مشاور وزیر بهداشت و درمان – پسرشان علیرضا نجابت معاون صدا و سیمای فارس داماد آیت الله حائری شیرازی است) و برادر مهندس غلامحسین نجابت (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و با جناق آیت الله حائری و داماد مرحوم آیت الله سید نور الدین حسینی هاشمی) ، دکتر محمود نجابت (معاون دانشگاه علوم پزشکی) است که ایشان با دکتر خورسندیان (استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز – نماینده احتمالی شیراز در مجلس هشتم و راه یافته به دور دوم) با جناق هستند. دکتر حداد عادل دایی همسر دکتر خرسندیان است. آیت الله حائری شیرازی شوهر خاله مهندس رضازاده (استاندار فعلی فارس و ریاست اسبق شرکت آب و فاضلاب استان فارس و شاغل در استانداری تهران و وزارت نیرو – داماد آیت الله خزعلی و نوه آیت الله سید نور الدین حسنی شیرازی و پسر رضازاده قائم مقام حزب برادران در قبل از انقلاب – برای اطلاعات بیشتر به کتاب خاطرات سیاسی آیت الله سید منیرالدین حسینی هاشمی مراجعه شود انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی – شنیده شده به اصرار فرزند دیگرشان حجه الاسلام سید معزالدین حسینی شیرازی این کتاب دیگر تجدید چاپ نخواهد شد!) می باشند و خواهر مهندس رضازاده مشاور خانم دکتر اردبیلی (مشاور بانوان استاندار فارس – عروس آیت الله حائری شیرازی – همسر محمد طاهر “شجاع الدین ” حائری شیرازی) می باشند و خانم دکتر اردبیلی فرزند مهندس اردبیلی (فرماندار اسبق شیراز – داماد ایشان پسر آقای روح الامینی مشاور آقای محسن رضایی و رئیس انستیتو پاستور) هستند. محمد حسن حائری (”شهاب الدین ” – داماد احمد توکلی نماینده مردم تهران – فرزند آیت الله حائری شیرازی – رئیس دفتر امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس) و حسام الدین حائری (داماد یراق طلائی رئیس صداو سیمای استان فارس) و عبد الحسین حائری (فخر الدین – معلم دبیرستان) و نظام الدین حائری (ساکن وین اتریش و داماد آقای لنسر کمونیست مائوئی سابق که پس از تشرف به اسلام هم اکنون یکی از رهبران شیعیان اتریش است و دو فرزند او هم اکنون در حوزه علمیه در ایران در حال تحصیل می باشد) و علی حائری (دانشجوی دانشگاه آزاد – داماد دکتر احمد نجابت) فرزندان آیت الله حائری شیرازی (داماد آیت الله سید نورالدین حسینی هاشمی و نماینده ولی فقیه و امام جمعه شیراز) هستند که ایشان نیزخویشاوند خانواده حاج محمد نمازی و حاج محمدباقر خلیلی هستند. آیت الله حائری دایی آقایان مهندس سید حسین ذوالانوار (فرزند حاج آقا امام – نماینده مردم شیراز در مجلس هفتم و هشتم) وبرادر ناتنی ایشان دکتر سید رحیم ذولانوار (مدیر عامل مؤسسه فلاحت در فراغت – استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان) می باشند. یا مثلا دکتر احمد رضا دستغیب (مشاور جوانان سابق استاندار فارس و نماینده مجلس هشتم شورای اسلامی) فرزند آیت الله سید علی اصغر دستغیب (نماینده اوّل فارس درمجلس خبرگان رهبری) می باشد و عماد افروغ (نماینده مردم تهران در مجلس هفتم) از اقوام وی است. یا حاج حسین روزی طلب (رئیس آموزش و پرورش استان فارس و مسئول حزب موتلفه شاخه استان فارس) عموی محمد حسن روزی طلب (مشاور امور جوانان استاندار فارس فرزند شهید بزرگوار محمد جواد روزی طلب) می باشند و حاج مجید روزی طلب نماینده شیراز در مجلس هفتم شوهر خواهر و پسر عموی حاج حسین روزی طلب می باشند.دکتر کلهر مشاور رسانه ای دکتر احمدی نژاد برادر حاج مجتبی تهرانی می باشند و… حالا هی بگید حکومت ملوک الطوایفی از بین رفته باتشکر از دوستان خوبم در (تشکل سیاسی-دانشجویی هرمان)
کلمات کلیدی:
ازدواج های سیاسی ایران
|
|
| موسسه آموزش عالی فرزانگان اصفهان(فولاد شهر) |
| ساعت ٢:٤٧ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸ |
|
یه سریا نه روزانه مجاز میشن نه شبانه و به همین خاطر مجبورن برای ادامه تحصیلات عالیه و گرفتن مدرکی که این روزا حتی بقالی سر کوچه هم دوسه تا ازشون داره. دانشگاهها (موسسات) غیرانتفاعی رو انتخاب کنن.خوبی این موسسات اینه که مدرک وزارت علوم رو میدن و شهریشون از آزاد کمتره اما هیچ کدوم از این موسسات امکانات یه دانشگاه رو ندارن حتی معروفتریناشون. یکی از جاهایی که این موسسات زیاده اصفهانه که چندتا از استادای دانشگاه صنعتی (که خودش واقعا دانشگاست-یادش بخیر) دور هم جمع میشن و از سر بیکاری و البته اخاذی پا میشن یه توک پا میرن وزارت علوم و یه مجوز دانشگاه میگیرن و بعدشم یه خونه کلنگی یا یه مدرسه متروکه اجاره میکنن و بعدشم چندتا از شاگردای دوره ارشد دانشگاه صنعتی رو میارن به اسم استاد و بعدشم میشه دانشگاه به همین راحتی یکی از این موسسات موسسه فرزانگان هستش که توی فولا شهر در 25 کیلومتری اصفهان قرار داره. مکان این موسسه یه مدرسه مخروبست که از کل این مدرسه فقط سه کلاسش سالمه و بقیه آشغالدونین.کل دانشجوهاش 70-80 نفر بیشتر نیستن که همشون ازاینکه به اونجا اومدن مث چی پشیمونن و مال برده و گول خورده. جالب اینجاست که بالای سردرش دوتا تابلو وجود داره:یکی موسسه فرزانگان و دیگری مدرسه شهید نواب صفوی آخه اونجا بعداز ظهرها مدرسه شبانست. کل کادر این موسسه چهار نفر بیشتر نیستن: -بهروز بهمنش(یا به قول خودش دکتر بهمنش): یه مرتیکه اصفهانیه تپل که ... هیچی ولش کن غیبت خوب نیست.معاونت آموزشی و در حقیقت همه کارست: کمیته انضباطی-معاونت دانشجویی و فرهنگی-مشاور-استاد-نگهبان-مستخدم-نماینده رهبر در دانشگاه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و... خدا حفظش کنه با این پشتکار. -آقای خیابانی(مهندس) :ترک میانه ای.چطور از فولادشهر سر درآورده خدا میدونه. مسئول آموزش و از صبح تا شب میشینه شماره شناسنامه بچه ها رو حفظ میکنه! -خانم نوری:یه خانم میانسال که انصافا خانم خیلی خوبیه و کارمند آموزشه. یه دکتر عالم رجبی هم هست که از اساتید دانشگاه خودمون (صنعتی اصفهان) و احتمالا رئیس موسسه است. این موسسه تازه تاسیس و پارسال اولین ورودی های خودش رو میگرفت و اونجوری که من فهمیدم سه تا کاردانی داشت:ساختمان-نقشه برداری-ایمنی صنعتی. دو سه تا ساختمون کلنگی اجاره کرده بودن که بهشون میگفتن خوابگاه و بابت یه ترم از بچه ها ٣٠٠٠٠٠تومن پول میگرفتن! که با شهریه دانشگاه و خوردوخوراک تازه اگه خیلی کم خرج باشی به ترمی ٨٠٠ -٩٠٠ هزار تومن میرسه که واقعا خاک بر سر کسی که به جای دانشگاه آزاد شهر خودش بره اونجا(البته این ترمی ٩٠٠٠٠٠ تومن خرج برای همه دانشگاههای غیرانتفاعی شهرستان صدق میکنه) توی هر کدوم از این خونه ها هم ١۵-٢٠ نفر رو میچپونن که به هیچ وجه دیگه نمیشه درس خوند. توی این موسسه رتبه ١١٠٠٠٠ هم درس میخونه! سطح علمی دانشجوها رو حال میکنید؟ برترین ویژگی اونجا اینه که شما اگه در برگه امتحانی عکس استادتون رو هم بکشید با نمره خوب قبول میشید و تازه اگه دلتون نمره بیشتر از بیست هم خواست میتونید با بهمنش صحبت کنید و بعد از پرداختن مبلغ موردنظر این کار انجام میشه! توی دانشجوهای اونجا از تهرانی اصیل پیدا میشه تا عشایر غیور و همه اونجا در کنار هم شانه به شانه دارن درس میخونن که ایران رو بسازن. توی همون ترم اول چندتا از بچه ها خواسته بودن برای فرار از اونجا انتقالی بگیرن و برن شهر خودشون اما جالبه که شرط بهمنش برای موافقت با انتقال پرداخت یک میلیون تومن پول ناقابل بوده همین وبس و خبر دارم که چندتا از همین افراد با هزار بدبختی این پول رو جور کردن و از اونجا فرار کردن/ خود فولادشهر شبیه اکباتان خودمونه(البته یه جاهاییش) و همه اهالیش کارگران فولاد ذوب آهن هستن و ٩٩ درصدشون اهل خوزستان- چهار محال و لرستان هستند و ١درصد بقیشون هم دانشجوهای بدبخت سه تا موسسه غیرانتفاعی این شهر (فرزانگان-امین-فولاد) هستن. این خلاصه ای بود در مورد موسسه آموزش عالی فرزانگان اصفهان(فولاد شهر). پیشنهاد میکنم اگه میخواین توی انتخاب رشته دانشگاههای غیرانتفاعی رو انتخاب کنین حتما قبلش یه سر به اونجا بزنید ویا تا جایی که میتونید در موردش اطلاعات بدست بیارید نذارید دیر بشه. طبق اطلاعاتی که من دارم فقط چندتا از این موسسات غیرانتفاعی شبیه به دانشگاه هستن و حداقل توشون افسردگی نمیگیرید: -دانشگاه علم و فرهنگ تهران -دانشگاه صدرالمتالهین تهران -دانشگاه شمال(آمل) -دانشگاه شیخ بهایی اصفهان -موسسه سجاد مشهد -دانشگاه علوم و فنون مازندران این بحث ادامه دارد...
|
|
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
اما جنین ها نمی دانند که تمام شدن زندگی جنینی مرگ تلخ و رنج آوری نیست بلکه یک تولد است و پنجره ای روبه کمال.
بقیشو برید توی خود بحار الانوار بخونید.

